سلام دوستان عزیز .به خاطر غیبت طولانی مدت من من رو ببخشید .امیدوارم بیش از پیش در کنارتان باشم و مرسی از دوستان عزیزی که تشریف اوردن در این مدت .دوستانی همچون (دو قلوها-مهسا-صبا-و دیگر دوستان عزیز).
در پی قولی که به یکی از دوستان دادم آقای (ح-ص)عزیز آپ میکنم .قرار نبود دیگر بیایم چون دیگر خسته بوم از همه چیز ولی با صحبت هایی که از جانب همان دوست صورت گرفت دوباره آمدم.پس با من همره باشید تا کی شود دوباره تا دلم هوای تنهایی کند.
اولین نقطه ای که از مرکز کاینات گریخت و بر خلاف محورش به چرخش امد .سر من بود !
من اولین قابله یی هستم که ناف شیری را بریده است.اولین آواز را من خواندم .برای زنی که در هراس سکوت سنگ و سکسکه تنها نارگیل شامم را قاپید و برد.من اولین کسی هستم که از چشم زنی ترسیده است . من میرا !غول تماشا ! کاشف دل و فندق و سنگ آتش زنه !سپهر را من نیلگون شناختم ! چرا که هم رنگ هوس های نا محدود من بود !خدا کران بیکرانه ی شکوه پرستش من نبود.
و شیطان اسطوره ی تنهایی اندیشه های هولناک من.اولین دستی که خوشه اولین انگور را چید دست من بود.کف.ابتکار پرسه های من بود و چتراداع بی سامانی هایم.هندسه شطرنج سکوت من بود و رنگ تعبیر دلتنگی هایم.من اولین کسی هستم که در دایره ی صدای پرنده یی بر سرگردانی خود خندیده است .من اولین سیاه مست زمینم . هر چرخی که میبینید بر محور شراره های شور عق من میچرخد. آه را من به دریا آموختم . من میرا !پوشیده در پوست خرس و معطر به چربی وال .سرم به بوته ی خشک گونی مانند است . با این همه هزار خورشید و ماه و زمین را یک جا در آن می چرخانم . اولین اشک را من ریختم بر جنازه ی زنی که غوطه در شیر و خون کنار نارگیلی مرده بود .
بی هراس سکوت و سنگ و سکسکه....
تمام
(به یاد روزی با سپهر.خ در محفل ادبی عجیبی و خواندن این متن از جانب من و نقد عجیب تر سپهر .خ)
سپهر .خ را در اینجا جستجو کنید:www.havayesard.blogfa.com
